۳- اوباما حقیقتا آدم مهمل و بیخود و شارلاتانی است که مدام در حال تکذیب خودش است . نماد لیبرالیسمی که در مقاربت با سوسیالیسم سیفلیس گرفته است.یک آدمی عوامفریبتر و دماگوگتر تر از کارتر و کندی که اگر فرصت می یافتند جهان آزاد را به سرزمین برده ها تبدیل می کردند.چهره درخشان ریگان را با آدم مفلوکی مثل کارتر مقایسه کنید .اوباما هزار بار از کارتر بدتر است عوامفریبتر، دروغگوتر و احمقتر.
۴-ظاهرا فتنه خاتمی می رود که جدی شود.از خصایص نیکوی ما ایرانیها این است که همه چیز را باید به گه بکشیم خاتمی عزیز هم ظاهرا احساس می کند ظرف هشت سال ریاست جمهوری به قدر کافی خودش را قهوه ای نکرده است و قصد نقل مکان از قبرستان تاریخ به واجب خانه تاریخ را دارد شاید هم وقتی در دستشویی سازمان ملل قایم شده بود تا مبادا با کلینتون دست بدهد و در برگشت در بیت گوشش را بکشند به دستشویی علاقه مند شده است و خانه ابدیش را واجب خانه انتخاب کرده است.به نظرم اگر کاندیدایی مثل نوری جدی نشود که بعید به نظر می رسد جدی شود احمدی نژاد سریعترین و جدیترین شانس گذار به دموکراسی در ایران است.
۵- خروشچف واقعا آدم جالبی بود.ایمان تزلزل ناپذیرش به پیروزی کمونیسم به او اجاره می داد که بی پروا دست به تغییرات بزند.بعضی اصلاحاتش هم خیلی بامزه بود فرستادن چندصد هزار نفر اعضای کومسومول به سرزمینهای کمتر حاصلخیز برای کشاورزی یا تصویب قانون یک روز کار هفتگی در کارخانه ها برای همه به قصد پرولتاریزاسیون.یعنی مثلا یک فیزیکدان را می بردند سیب زمینی بریزد تو گونی یا زغال بریزد تو کوره برای اینکه پرولتر بشود.شوروی هم دنیایی بود .یک آزمایشگاه بزرگ برای طبیعت بشری و به نظرم بشر هم ثابت کرد که تا چه حد بدبخت و پفیوز است مثل همین کاری که ما ملت قهرمان ایران انجام می دهیم وقتی یک مشت بیمار جنسی دختری را کشان کشان و کتک زنان بخه خاطر یک تار مویش بازداشت می کنند و ماهمه مثل بز اخفش نگاه می کنیم.فقط امثال خاتمی نیستند که در برابر دیکتاتور مثل بز اخفشند ما همه بز اخفشیم.یک مشت سیب زمینی بی رگ.

