تبليغاتX
لیبرالیسم رادیکال

لیبرالیسم رادیکال

سال 86 سال سختی برای دانشگاه و دانشگاهیان بود. سال بازداشت. سال تعلیق و اخراج و توبیخ. سال زندان و شکنجه. سال فشارهای سخت و طاقت فرسا. در عین حال سال 86 سال سربلندی و سرفرازی جنبش دانشجویی بود. دانشجویان ایرانی با پای فشاری بر دو آرمان نهایی خود یعنی دموکراسی و حقوق بشر مبارزات مستقل دانشجویی را علیه حاکمیت بنیاد گرا پیش بردند. سازماندهی اعتراض وسیع دانشجویی علیه حضور محمود احمدی نژاد در دانشگاه تهران، برگزاری با شکوه تجمع روز دانشجو با موفقیت کامل و مقاومت دلیرانه ی دانشجویان در دانشگاههایی مانند پلی تکنیک و علامه علیه فشارهای کمر شکن سربازان و عمله ی استبداد، در کنار برگزاری دهها تجمع اعتراضی دیگر در تهران و شهرستانها تنها بخشی از عملکرد پر افتخار جنبش دانشجویی طی سال گذشته بوده است.

در عین حال روند این مقاومت و مبارزه بی هزینه هم نبود. بدون شک سه دانشجوی زندانی دانشگاه پلی تکنیک بزرگترین قربانیان هجوم بی رحمانه ی بنیادگرایان دینی به دانشگاه بودند. مقاومت قهرمانانه ی این دانشجویان در برابر فشارها و نهایتا دریافت حکم برائت و رسوایی سناریوی نشریات جعلی، پیروزی بزرگ جنبش دانشجویی در سال 86 محسوب می شد. عجبا که به رغم اثبات بی گناهی، این سه عزیز رنج دیده به اقتضای طبع کینه جوی حاکمیت بنیادگرا همچنان به ناحق و بدون در نظر گرفتن معیارها و موازین قانونی به بند کشیده شده اند. آنچه بر این سه دانشجو گذشت برگی بود از قصه ی پر غصه ی نقض حقوق بشر در ایرن و سرکوب آزادی بیان، حالا دیگر کیست که نداند دانشجویان پلی تکنیک تاوان انتقاد از احمدی نژاد را پرداختند و می پردازند؟

بازداشت دست جمعی اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و حمله ی مسلحانه به دفتر سازمان دانش آموختگان و بازداشت سخنگو و برخی از اعضای این سازمان در سالگرد جنایت 18 تیر کوی دانشگاه و یورش به تجمع دانشجویان چپگرا و دستگیری فله ای و غیر قانونی فعالین دانشجویی طیف چپ بخشهایی دیگر از سناریوی فشار بر مخالفین و منتقدین حاکمیت از هر طیف و گروه فکری بود.

دانشجویان اما با تمام توان در برابر این فشارها مقاومت کردند و عجز و لابه ی بخشهایی از حاکمیت که مذبوحانه انقلاب فرهنگی دوم را خواستار می شوند در واقع ناشی از شکست سیاستهای سرکوبگرایانه برای وادار کردن دانشجویان به سکوت است. بی شک مهمترین دستاورد این مقاومت بسط و تعمیق پارادایم دموکراسی و حقوق بشر در دانشگاهها و حرکت بی تزلزل جنبش دانشجویی در راه تحقق این دو ارزش شریف و والای تمدن مدرن بوده است. دانشجویان در تمامی کنشهای اعتراضی خود نشان دادند که دموکراسی و حقوق بشر دو خواست و آرمان اصلی جنبش دانشجویی است.

دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران ضمن تقدیر از مبارزات خستگی ناپذیر دانشجویی و ضمن اعلام همبستگی با جنبش مقاومت مدنی علیه استبداد دینی همه ی فعالین دانشجویی را به ادامه ی روند مقاومت در سال آینده دعوت می کنند. بدون شک مقاومت در برابر استبداد محتاج درایت نیز هست می بایست با تکیه بر عقلانیت و بازنگری تاکتیکها راه ناهموار آزادی را بپیماییم و بر شانه های نحیف جنبش دانشجویی باری سنگین تر از توان نگذاریم از این رو و با توجه به طراحی سیاست انقلاب فرهنگی دوم و تلاش بری تحقق آن در سال 87 ،دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران در سال پیش رو دفاع از آزادیهای آکادمیک و کیان دانشگاه را مهمترین وظیفه ی پیش روی فعالین دانشجویی ارزیابی می کنند، غیر از آن ادامه ی اعتراض به نقض حقوق بشر و سرکوب خواستهای دیگر جنبشهای اجتماعی نظیر جنبشهای زنان، کارگران(و معلمان) می بایست در دستور کار فعالین دانشجویی باشد. همبستگی جنبشهای اجتماعی بدون شک هموار کننده ی راه دموکراسی در ایران خواهد بود.

در پایان دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران ضمن تبریک سال جدید به عموم فعالین دانشجویی خواستار آزادی سه دانشجوی مظلوم دانشگاه پلی تکنیک آقایان- احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی- هستند. ما همچنین نسبت به اخبار دلخراش شکنجه ی دانشجویان چپگرا شدیدا ابراز نگرانی نموده و خواهان آزادی باقی دانشجویان چپگرای زندانی از جمله  بهروز کریمی زاده هستیم. سعید فیض الله زاده فعال دانشجویی دانشگاه علامه نیز این روزها به تاوان حق طلبی اش در زندان اوین محبوس است آزادی او و دیگر دانشجویان زندانی در آستانه ی سال نو حداقل کاریست که حاکمیت برای جبران ظلم و ستمی که در حق دانشجویان مرتکب شده است می تواند انجام دهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 22:23  توسط سعید قاسمی نژاد 

۱-سایت ایران لیبرالیسم قرار است جمعه هر هفته به روز شود و تا حدود یکی دو ماه دیگر نیز بخش اندیشکده سایت تکمیل می شود.علی ایحال چند مطلب  خوب را از سایت معرفی می کنم.

مقاومت مقابل جهانی شدن-دکتر مرتضی مردیها که در بخش اندیشه سایت منتشر شده است.

http://www.iranianliberalism.com/andishe/Jahany%20shodan.htm

جهانشمولی حقوق بشر و دشمنان آن-نجات بهرامی که در بخش حقوق بشر سایت منتشر شده است.

http://www.iranianliberalism.com/hoghooghb/jahanshomooliehuri.htm

یک مباحثه از عباس عبدی با دکتر نیلی درباره بحث توزیع مستقیم نفت که در بخش اندیشکده بخش مربوط به عباس عبدی منتشر شده است.

http://www.iranianliberalism.com/abdi/abdi-nili.htm

حقوق بشر همچون مردمك چشم نوشته یوحنا نجدی که در بخش حقوق بشر منتشر شده است.

http://www.iranianliberalism.com/hoghooghb/human%20rights.htm

هدف سایت چنانکه گفته ایم در وهله اول گردآوری آرا و نوشته های پدران لیبرالیسم در ایران است امیدوارم در مرحله بعدی این سایت بتواند محلی برای نشر اندیشه های لیبرالهای جوان باشد و سانسوری هم در مورد نحله های متفاوت لیبرالی وجود ندارد.امیدوارم همه دوستان در این راه کمک کنند.

۲-این انتخابات مسخره هم تمام شد.انتخابات در ایران را اگر به مسابقه فوتبال شبیه کنیم در این مسابقه داور نه تنها مدام به نفع می گیرد بلکه خودش هم هر وقت حوصله اش سر برود یک گلی هم میزند.این بار اما رئیس فدراسیون فوتبال نیز وارد میدان شد و دروازه حریف را گلباران کرد نه تنها گفت به اصولگرایان رای بدهید بلکه مشخص هم کرد که باید به کدام اصولگرایان رای بدهید . واقعا این انتخابات شرکت کردن داشت؟واقعا این آقایون اصلاح طلبند؟مثلا صدر با اون حمایت بی چون و چرایش از ریختن پول مردم ایران تو حلقوم سید حسن نصرالله اصلاح طلبه؟کیان ارثی اصلاح طلبه؟بعد هم اینکه مجلس سریعا در این سیستم بی اثر میشه و نقشش واگذار میشه به نهادهای دیگه.اگه هدف نطق پیش از دستوره که نطق رو همه جا میشه انجام داد یعنی این آقایون فقط تو مجلس نطقشون باز میشه؟

۳-توی شهروند امروز مصاحبه با حداد عادل رو نگاه می کرم.این آقا میگه ۲۸ مرداد ۸ سالش بوده بعد میگه از اول نهضت ملی شدن صنعت نفت پیگیر ماجراها بوده و هر روز روزنامه ها را میخونده.ایول داره واقعا که ایشون از شش سالگی روزنامه میخونده اونم روزنامه سیاسی.بعد هم میگه وقتی تو شیراز دانشجوی فوق لیسانس بوده مسئول آزمایشگاه انرژی اتمی بوده.آقا کم ببند همیشه ببند.ایول به اون خبرنگاری که مصاحبه میکنه و مچ آقا رو وقت این خالی بندیها نمیگیره.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 18:36  توسط سعید قاسمی نژاد  | 

پیش نوشت:بیانیه دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران به مناسبت ۸ مارس

http://www.iranianliberalism.com/tahlilrooz/8mars.htm

http://www.advarnews.us/womenstatment/6811.aspx

غرب غريب

در مذمت چندفرهنگي گرايي پسا مدرن

 

«نمي توان اين واقعيت را تكذيب كرد كه دشمنان آزادي در درجه ي اول از جوامع آزاد بيرون مي آيند.يعني از بخشي از نخبگان روشنفكر كه مزيت هاي قوانين دموكراتيك را براي بقيه ي انسانهاي جهان انكار مي كنند.از جمله نسبت به هموطنان خودشان به ويژه اگر آنها آنقدر بداقبال باشند كه به يك دين ديگر يا به يك اقليت قومي ديگر متعلق باشند.»

                                                                                      پاسكال بروكنر

 

   «در نهايت ممكن است درست باشد كه مذهبيون افراطي مانند طرفداران فلسفه ي روشنگري به ارزشهاي جهانشمول باور دارند اما امانوئل كانت نيز به اين اصول معتقد بود. بيشتر فلاسفه ي اخلاق به ارزشهاي جهانشمول باور داشتند اما اين باعث نشد كه كانت ، هارتمن و هاير بنيادگرا باشند. منشور جهاني حقوق بشر كه در 1948 توسط سازمان ملل به تصويب رسيد نيز يك آيين جهانشمول است.سازمان ملل اين فهرست از حقوق بشر را به عنوان ملاك عمومي براي دستيابي ناميده است و اين باعث نمي شود كه سازمان ملل انجمني متشكل از بنيادگرايان يا تروريستها ي خطرناك باشد و يا شايد آنها در نگاه پست مدرنهاي منتقد واقعاً چنينند؟ شيوه ي استدلال نسبي گرايان پست مدرن داراي پيامدهاي نامعقول است . ليكن اين پيامدها به لحاظ منطقي از بينش پست مدرن به دست مي آيد.»

                                           

                                                                                پاول كليتو

 

«جامعه هاي مدرن هويت هاي جمعي ضعيفي دارند.نخبگان پسامدرن به ويژه در اروپا فكر مي كنند كه اين هويت ها ديگر از دل هويت هايي كه دين و مليت مي دهند بر نمي آيند. اما اگر جامعه هاي ما نتوانند مدعي ارزشهاي ايجابي ليبرال شوند ، مهاجراني كه از كيستي خويش مطمئن ترند آنها را به چالش خواهند گرفت... معضل مهاجرت و هويت نهايتاً با مشكل بزرگتر بي ارزشي پسامدرن همگرايي دارد.طلوع نسبيت گرايي تاييد ارزشهاي ايجابي را براي مردم پسامدرن دشوارتر كرده است.»

 

                                                                                          

                                                                                     فرانسيس فوكوياما

 

 

                

امروزه جدالي جدي و كاملا سياسي شده ميان طرفداران حقانيت عصر مدرن كه به اختصار و با تسامح آنها را مدرنيستها مي ناميم و نسبي گرايان پسامدرن در گرفته است. جدالي كه از محافل روشنفكري و آكادميك و انديشكده ها خارج شده است و به پارلمانها و دولتها راه يافته است. بحراني كه ماحصل همان ديالكتيك همواره جاري و ساري در غرب است.اما چرا اين جدال براي ما مهم است؟  

   

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 0:16  توسط سعید قاسمی نژاد  | 

وب سایت "  ایران لیبرالیسم "  افتتاح شد. دراین سایت اینترنتی، تلاش و اهتمام اصلی بر این بوده است که دیدگاه های بزرگان و متفکران شناخته شده ایرانی مکتب لیبرالیسم به صورت اجمالی عرضه گردد ومقالات ایشان در این زمینه در دسترس قرار گیرد و نیز فضایی باشد برای انتشار و نقد آرا و اندیشه های فیلسوفان جهانی لیبرالیسم.

 لازم به ذکر است که این پایگاه اینترنتی، جنبه خبری نداشته و صرفا تحلیلی و تئوریک است.

 امیدواریم در راه شناساندن هر چه بیشتر این مکتب فکری و سیاسی عالمگیر به هم میهنان عزیز و فارسی زبانان گرامی، گامی هر چند کوچک و ناچیز برداریم و در این راستا، دست تک تک علاقه مندان به همکاری را صمیمانه می فشاریم.

http://www.iranianliberalism.com/

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 10:48  توسط سعید قاسمی نژاد  | 

کاسترو؛ هم سوسیالیسم ، هم بربریت

سعید قاسمی نژاد

فیدل کاسترو دیکتاتور کوبا  پس از 50 سال حکومت اعلام کرده است که برای بار دیگر کاندید نخواهد شد. کاسترو در حالی 5 دهه بر ملتش حکم  رانده است که کشور همسایه، ایالات متحده آمریکا، در این مدت 9 رئیس جمهور به خود دیده است. ارمغان سوسیالیسم و کاسترو برای مردم کوبا دیکتاتوری ، فقر ، عقب ماندگی و حکومت خانوادگی بوده است. کاسترو  همچون بسیاری دیگر از سوسیالیستها از خانواده ای ثروتمند آمدپدر "فيدل" با سرمايه گذاري در خط آهن کوبا به کار نقل و انتقال شکر مشغول شد و از وضعيت مالي بسيار خوبي برخوردار بود از این رو فیدل همچون دیگر دایه های پرولتاریا هرگز به کارگران اعتماد نکرد تا آنها خود در اداره کشور سهیم شوند.فیدل پند لنین را آنجا که می گوید «... می‏دانیم آن دسته از کارگرانی که با دهقانان تماس دارند اغلب در معرض این خطرند که به دام شعارهای غیر پرولتاریایی بیفتند. چند نفر از کارگران درگیر کار حکومت در شوروی شده‏اند؟ شمار آن‏ها بی‏شک بیش از چند هزار در سرتاسر روسیه نیست. اگر مثلاً بگوییم که از آن پس کاندیدها و مدیران را به جای حزب اتحادیه‏ها معرفی خواهند کرد، شاید این کار بسیار دمکراتیک به نظر بیاید و چه بسا که حتی چند رایی هم برای ما به همراه بیاورد. اما برای دیکتاتوری پرولتاریا مهلک خواهد بود.»(سخنرانی در کنگرۀ معدنچیان 23 ژانویه 1921) به گوش جان نیوشیده است و درطول حکومتش برای لحظه ای نیز دچار وهم شریک کردن پرولتاریا در حکومت نشده است و  از آنجا که جز خود کس دیگری را برای اداره امور صالح نمی داند اینک 50 سال است که با زور سرنیزه به همراه خانواده و رفقایش بر کوبا حکومت می کند. کاسترو اما نیم قرن حکومت خود را نیز برای بلوغ پرولتاریا در کوبا کافی نمی داند و اینک حکومت را به برادرش رائول می سپارد تا همچون رفقای سوسیالیستش در کره شمالی سلسله پادشاهی سوسیالیستی کاستروها را در کوبا تثبیت کند.

   نسبت زندانیان سیاسی به جمعیت کشور در حکومت کاسترو،کوبا را در جهان در صدر جدول نشانده است.کاسترو البته حق دارد که اینگونه مخالفین را سرکوب کند  او  خوب می داند مخالف سیاسی را نباید به این راحتیها رها کرد؛ چرا که اگر او پس از تلاش برای کودتا توسط باتیستا عفو نشده بود اینک کوبا مصیبت نیم قرن دیکتاتوری او را تحمل نمی کرد.در 1953 کاسترو با همراهی 160 تروریست به پادگان نظامي در شهر سانتياگو (دومين پادگان نظامي کوبا) حمله کرد. پادگان مقاومت سختي کرد و نيمي از مردان او کشته شدند و خود او نيز دستگير و محاکمه شد. در مدت دادگاه این دجال سوسیالیست اصرار داشت ثابت کند که براي کمک به برقراري دموکراسي چنين اقدامي کرده وی مجرم شناخته شد و به 15 سال زندان محکوم گشت. دو سال بعد، باتيستا  دستور عفو عمومي داد و زندانيان سياسي از جمله کاسترو آزاد شدند.کاسترو درسهایش را بسیار خوب آموخته است تمامی احزاب را نابود و تمامی صداهای مخالف را خفه کرده است.او از لنین آموخته است که «پیش‏تر گفته بودیم که اگر روی کار بیاییم، روزنامه‏های بورژوایی را تعطیل خواهیم کرد. اگر وجود چنین روزنامه‏هایی را تحمل کنیم دیگر سوسیایست نیستیم.»(سخنرانی در هیئت اجرائیه کمیته مرکزی، 17 نوامبر 1917) بنابراین یک روزنامه مخالف نیز در کوبا منتشر نمی شود.  پیدایش حکومت کاسترو ناشی از اشتباه جهان آزاد است.نیم قرن است که مردم کوبا در رنجند. کاسترو کوبا را به فاحشه خانه ثروتمندان تبدیل کرده است ، مخالفین را سرکوب می کند، حقوق اولیه مردم را نقض می کند، مردم کوبا حتی آزادی مسافرت نیز ندارند، روزنامه مخالفی در کوبا منتشر نمی شود ، حزب مخالفی در کوبا وجود ندارد، امیدی به زندگی بهتر در کوبا نیست.ارمغان سوسیالیسم برای کوبا فقر ، بدبختی و دیکتاتوری بوده است.

جهان آزاد به مردم کوبا بدهکار است. اگر جهان آزاد هوشیار بود کاسترو نیز می بایست به همان جهنمی می رفت که     رفیق نادان و ماجراجویش چه گوارا رفت. تا شوروی بود جهان آزاد برای شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت بهانه لازم را داشت اینک شوروی نیست و حکومت کاسترو یکی از آخرین نمادهای باقیمانده از آن امپراطوری شیطانیست . کاسترو اینک وارث جنایتکارانی چون لنین ، استالین ومائوست و بالاتر از جلاد حاکم بر کره شمالی، نشان دارترین و عالیرتبه ترین سردار بربریت سوسیالیستی محسوب می شود .جهان آزاد سرنگون کردن کاسترو را به خاطر نقض مکرر و سازمان یافته حقوق بشر در کوبا به مردم کوبا و به تمامی آزادیخواهان جهان بدهکار است.ایکاش کاسترو در رختخوابش نمیرد ، ایکاش او نیز همچون صدام در دادگاهی علنی و عادلانه و قانونی،آنچه از مردم کوبا دریغ می دارد ، پیش چشم مردم کوبا و جهان به خاطر جنایتهایش محاکمه شود و کیفر ببیند. مردم کوبا به استمرار بربریت سوسیالیستی ـ موروثی کاستروها احتیاج ندارند مردم کوبا به آزادی ، دموکراسی و ارتباط با جهان آزاد نیاز دارند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 16:56  توسط سعید قاسمی نژاد  |