تبليغاتX
لیبرالیسم رادیکال

لیبرالیسم رادیکال

مازیار سمیعی را گرفته اند.دو تا دیگر از بچه های علامه را هم.دیشب که نگران رشید بودیم خبر رشید را از مازیار گرفتیم.امروز قرار بور شماره ی خوابگاه رشید را از مازیار بگیریم که علی گفت مازیار را گرفته اند.ظاهراْ دولت خدمتگزار بدجوری می خواهد خدمت دانشجویان برسد.

اما خدمت رشید خان .بابا یا پول موبایلتو بده یا خودت زنگ بزن مردیم از نگرانی.

دیشب یکی از برادران روشنفکر دینی که از یکی از رفقای چپ شنیده بود که احمد عشقیار را گرفته اند گفت احمد را گرفته اند .ساعت ۱۲ زنگ زدم خانه ی احمد مادرش را از خواب بیدار کردم که با احمد کار دارم رفت احمد را صدا کند بعد از ۵ دقیقه برگشت که احمد نیست.نگو حاج احمد آقا شبانه با رفقا رفته بوده ایستگاه یک.تازه آقا ساعت ۲ صبح زنگ زد و ما را از خواب بیدار کرد تا بپرسد که قضیه ی بازداشتش چه بوده و کلی سناریوهای دایی جان ناپلئونی هم ارائه کرد و خواب را از سر من پراند.صبح دیر بیدار شدم سر کار هیچ جا جای پارک پیدا نکردم و کلی به روح پرفتوح حاج احمد آقا لعنت فرستادم.

۱- یک مدتی نتوانستم بنویسم.پیش از هر چیز باید درگذشت خواهر حبیب حاج حیدری را تسلیت بگویم.

۲- به گمانم هنوز برای قضاوت درباره ی آنچه این روزها در تحکیم می گذرد زود است اما صرفنظر از سمت و سوی تغییراتی که در رویکرد این مجموعه شاهدیم نکته ی مهمتری که می بایست به آن پرداخته شود این است که  عدول از آنچه استراتژی دیده بانی جامعه ی مدنی خوانده می شد بدون هر گونه بحث اقناعی ، پشتوانه ی تئوریک و تبیینی از وضع موجود که چنین عدولی را توجیه کند انجام می شود. مسئله در وهله ی اول این نیست که باید به اصلاح طلبان نزدیک شد و از گذشته اعلام پشیمانی کرد یا نه؟ در این زمینه هر کس نظری دارد، مسئله این است که یک تشکل این قدر باید به اعضا و مخاطبانش احترام بگذارد که وقتی می خواهد استراتژی تشکیلات را تغییر دهد لااقل این را رسما اعلام کند و دلایلش را هم نیز. از سوی دیگر انتخابات این مجموعه به تازگی برگزار شده است.نکته ای که برای من عجیب است این است که این گروهی که چنین طرحی برای تغییر استراتژی مجموعه داشت چرا این طرح را در نشست مطرح نکرد و اتفاقا کوشید چهره ای بسیار رادیکال از خود نشان دهد و انتقاداتی هم که مطرح می کرد این بود که تحکیم به اندازه ی کافی رادیکال نیست ودر اعتراضات دانشجویی درگیر نمی شود و نقش رهبری را ایفا نمی کند. عدم موضع گیری مناسب درباره ی وقایع پلی تکنیک و دیگر دانشگاهها که طرف مقابل را جری کرد تا همان برنامه را امروز در علامه هم پیاده کند، مذاکره با طیف سنتی تهران برای اتحاد و حذف سکولارها از انجمن دموکراسیخواه تهران و از آن سو دیدارهای پیاپی با اصلاح طلبان و دست اتحاد به سوی آنان دراز کردن و مصاحبه با خبرگزاریها و اعلام پشیمانی کردن از اعمال گذشته نشانه هایی هستند که باید صبر کرد و دید به کجا ختم می شوند.هر چند که حدس من این است که در نهایت ماجراها به این سمت خواهد رفت که تمامی گروههای سکولار دانشجویی با تحکیم مرزبندی خواهند کرد.چپها،ملی گراها،لیبرالها و رادیکالها.چپها که مرزبندی کامل خود را که به خصومت هم گراییده با تحکیم دارند، رادیکالها نیز مطمئناً کرنش به اصلاح طلبان را نخواهند پذیرفت و لیبرالها نیز اگرچه دیرتر اما در نهایت با تحکیمی که بخواهد بازوی اصلاح طلبان باشد مرزبندی خواهند کرد هر چند که بعید میدانم این مرزبندی حالت خصومت آمیزی -از جانب لیبرال ها- به خود بگیرد.این که چنین واقعه ای چه مزایا و معایبی برای هر دو طرف خواهد داشت را آینده مشخص خواهد کرد.

۳- تحکیم نیوز کار نمی کند نمی دانم چرا.ظاهراْ قرار نیست دیگر راه بیفتد.

۴-مذاکره با آمریکا آغاز می شود امیدوارم روابط دو کشور عادی شود و سفارت آمریکا نیز در ایران باز شود هر چند که هر دو مورد بسیار بسیار بعید است.

۵- حسین فراستخواه عزیز گفته که با رویکرد سیاسی به تائوئیسم نگاه کنم. حقیقتش این است که درک دائو ده جینگ و کلا آیین دائو از منظر سیاسی برای من خیلی دشوار است هر چند که می دانم از دیرباز به عنوان کتابی با پیشنهادها و رویکردهای جدی سیاسی شناخته می شده است.من حقیقتا شیفته ی دائوئیسم رازورزانه هستم - اصولا همه جور آیینهای جادویی را دوست دارم .

۶-این روزها کار زیاد دارم و مجبورم همه اش را با هم پیش ببرم چند تا کتاب افسانه  ی پریان هم گیر آورده ام و مثل معتادها دارم تقریبا روزی ۵۰۰-۶۰۰ صفحه شان را می خوانم.نیروی اهریمنی اش را تمام کردم الان دارم سیلماریلیون و نبرد با شیاطین را می خوانم.کسی بلگاریاد را ندارد؟

۷-قسمت دوم مصاحبه با هیچنز را هم که با احمد ترجمه کرده ایم را نیز اینجا می گذارم.

  وقتي كه يك چپگرا صف‌ چپ‌ها را ترك مي‌كند، بسياري از دوستانش را، اگر نه همة آن‌‌ها را، از دست مي‌دهد. براساس تجربه خودم از چپگراها آموخته‌ام كه آن‌ها ديگران را به عنوان يك انسان واقعي دوست ندارند، بلكه آن‌ها ديگران را  به خاطر مطابقت داشتن مواضع سياسي آنها با مواضع خودشان دوست دارند. شما از دوستان نزديك افرادي چون الكساندر كاكبرن، سيدني بلومنتال و ... بوديد ولي ظاهرا ديگر نيستيد. دوستان چپگرايتان شما را رها كردند؟ آيا جايگاهتان براي شما رنج‌آور بود؟ آيا شما را متعجب كرد؟

هيچنز: حرفهاي زننده اي از جانب آنان در مورد من گفته شده است. اين كه من يك نژادپرستم، يك الكلي نا اميدم، در خفا همجنس باز  هستم و چيزهايي از اين قبيل كه تصميم گيري در مورد صحيح بودن آن را به ديگران مي‌سپارم. من تنها اشاره مي‌كنم كه اگر اين اتهامات درست هستند بايد آن موقعي كه من هنوز درجانب صحيح چپ قرار داشتم نيز درست مي‌بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 23:11  توسط سعید قاسمی نژاد  | 

آيين دائو           

”به‌فكر فرو مرو، تاُمل مكن، از هيچ مكتبي پيروي مكن، هيچ راهي در پيش مگير، آن وقت به‌دائو مي‌رسي.“


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 22:22  توسط سعید قاسمی نژاد  | 

بیانیه ی دانشجویان لیبرال و تقاضا از دفتر تحکیم جهت فراخوان یک تجمع سکوت در دانشگاههای سراسر کشور

       پلی تکنیک تنها نیست

آنچه بر پلی تکنیک می گذرد سرنوشتی است که در انتظار همه ی ماست. مسئله ی پلی تکنیک مسئله ی پلی تکنیکی ها نیست مسئله ی کل جنبش دانشجویی در ایران است. ما به عنوان جمعی از دانشجویان لیبرال دانشگاههای ایران باور داریم سکوت در برابر هجوم ارتجاع به پلی تکنیک به عنوان نماد مقاومت به هیچ وجه جایز نیست از این رو ما به دانشجویان سراسر کشور پیشنهاد می کنیم در حرکتی مدنی و هماهنگ اعتراض خود را به شکل عملی نسبت به وقایع پلی تکنیک ابراز کنند.پیشنهاد مشخص ما برگزاری تجمع های سراسری سکوت در صحن تمامی دانشگاههای کشور در حمایت از دانشجویان پلی تکنیک است. ما به عنوان دانشجویان لیبرال توان تشکیلاتی و تبلیغاتی لازم برای ساماندهی این تجمعات را درخود نمی بینیم بنا براین ما به عنوان بخشی از جنبش دانشجویی ازاعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت به عنوان میراثداران واقعی اپوزیسیون دانشجویی درخواست می کنیم برای یک تجمع سکوت سراسری در تمامی دانشگاههای کشور فراخوان دهند تا همگان بدانند که پلی تکنیک تنها نیست.

                                                          دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 18:39  توسط سعید قاسمی نژاد  | 

                        

مجله ی تلوس (Telos) یکی از نشریات مهم و تأثیرگذار روشنفکری در آمریکاست.تلوس از اواخر دهه ی 60 با تأکید بر معرفی و بسط نظریه ی انتقادی مکتب فرانکفورت در آمریکا پایه گذاری شد. آنچه می خوانید یاداشت سردبیر تلوس دکتر راسل برمن ( استاد دانشگاه استنفورد) در معرفی این شماره مجله (شماره ی 137، زمستان 2006)  و مقالات آن است.بخش ابتدایی یادداشت او برای ترجمه انتخاب شده است که تقریباً خود گفتاری مستقل است . لازم به ذکر است که تلوس 137 دارای  مقالاتی با عناوین آنتی مدرنیسم ، پروژه ی آگوستینی تئودور آدورنو، «فرم، آرمانشهر و هنرهای نمایشی فمینیستی» و« مدرنیته در اندیشه ی فرانسوی : دریدا ، لویناس و لیوتارد» است. آخرین شماره ی تلوس در بهار 2007 منتشر شده است.

راسل برمن (Russel Berman) لیسانسش را در 1972 از هاروارد و دکترایش را در 1979 ار دانشگاه واشنگتن گرفته است و از همان سال به استنفورد پیوسته است. تخصص ویژه ی او درباره ی ادبیات و فلسفه ی آلمانی است.از او کتابهایی همچون ضدّ آمریکاگرایی دراروپا:معضلی فرهنگی(2004) روشنگری یا استعمار:گفتمان استعمارگری در فرهنگ آلمان (1998) برخاستن رمان آلمانی مدرن (1986 ) به چاپ رسیده است.برمن به شدت پیگیر مسایل ایران به ویژه جنبش دانشجویی در ایران است و در چند ماه اخیر دو مقاله درباره ی اعتراضات دانشگاه امیرکبیر منتشر کرده است.                        

 

 

مرزهای مدرنیته / راسل برمن               

مترجم : سعید قاسمی نژاد

 

وعده های مدرنیته همواره بحث برانگیز و مشکل ساز بوده اند.آرمان کشیدن مرزی مشخّص میان یک اکنون درخشان و یک گذشته ی ظلمانی الگوی تاریخ نگاری مدرن است که هرگز توان سنّت را به اندازه ی کافی نسنجیده و در نظر نگرفته است. میراث فرهنگی گذشته می تواند لختی و سنگینی داشته باشد اما همینطور ممکن است ناگهان به سوی پرتگاهای توهم های عقلی روزآمد حرکت کند.آنچه اندیشه ی مدن به عنوان چیزهای کهنه و از مد افتاده به باد تمسخر می گیرد با ناپدید شدن مخالفت می کنند ـ نه به این دلیل که مدرنیته برای حذف آنها خیلی ضعیف است (چرا که مطمئناً به سختی برای آن کوشیده است) بلکه به این دلیل که مدرنیته هماورد و مخالف خود را برانگیخته است، آن را فراخوانده و آشکار کرده است ، هیولاهای خود را بر ساخته است و سپس متعجب مانده است که چرا آنها دور نمی شوند.

این موجودات در مرزهای مدرنیته فراوانند ، قدرت جذب کننده ی مذهب که ، گویی برای شرمگین ساختن تکبّر سکولاریسم ، به همراه کینه نسبت به جهان سیاسی مرکزگرای ابتدای قرن بیستم باز گشته است ؛ زندگی مادی تن که همچنان در برابر پروژه ی متأخّر روشنگری برای سرکوب میل سوبژکتیو به وسیله ی  قابلیت بسته بندی دوباره ی آن به مثابه قابلیت عملی داشتن و رویاهای مختلف گذشته ، طبیعت و جامعه که از سر فرود آوردن درب رابر آرمانشهرهای سامان گرانه ی طراز نوین مهندسین اجتماعی امتناع می کنند.زمانیکه پروژه ی مدرنیته به بوروکراسی- به عنوان آخرین تلاش مهم برای مدیریت جهان غیر قابل مدیریت ـ نزول می یابد، هماورد مدرنیته ظاهر می شود؛ گاه قابل باور و کاه غیرقابل باور؛ آرایه ای از امیال و هوسها که برنامه های خوب تهیه شده ی مردمان خوب در قدرت را خنثی می کند.

دو شماره ی پیشین تلوس عمدتاً به پدیدار تاریخی پرداختند ، ساختارهای توتالیتاریانیسم چپ و راست، به ویژه در آلمان نازیها و سپس در حکومتهای کمونیستی.بخشی از این توجّه تاریخی  و پرسش از توتالیتارینیسم به ناگاه به تلاش برای درک جنبشهای ضدّ لیبرالی و مخالف مدرنیته که جهان را در نوردیدند بازگشت کرده است. در 1989 به نظر می رسید که دیکتاتوریها فرو می ریزند و شوق به آزادی غیر قابل مقاومت بود.امروز روسیه احتمالاً به سوی یک رژیم سرکوبگر نوین تغییر جهت می دهد و وضع دشوار کره ی شمالی بیش از هر  زمانی تهدید آمیز شده است امّا پرسش مهمتر درباره ی آن نیروی ضد غربی که اسلام فاشیستی خوانده می شود باقی است. بحثی دامنه دار درباره ی این موضوع بر روی وبسایت تلوس در جریان است و ما در مجلّه نیز درباره ی آن بحث خواهیم کرد ولی در این شماره ما به مدرنیته و محدودیتهای آن از طریق توضیح ساختارهای تاریخی و تئوریک پراهمیتی خواهیم پرداخت که تغییراتی را که پیش چشممان رخ می دهند را تأیید می کنند.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:27  توسط سعید قاسمی نژاد  | 

بیانیه ی جمعی از وبلاگ نویسان لیبرال به مناسبت اول ماه می روز جهانی کارگر
                  سندیکا حق کارگران است

ما جمعی از وبلاگ نویسان لیبرال ضمن تبریک اول ماه می به تمامی کارگران جهان خصوصا کارگران شریف ایرانی با مبارزات به حق جنبش کارگری ایران برای کسب حق سندیکا و حق اعتصاب اعلام همبستگی می کنیم. داشتن سندیکاهای مستقل و مصون از دخالت حکومت حق کارگران است.کارگران با تشکیل سندیکا می توانند به بهترین وجه و بی نیاز از دخالت عناصر فرصت طلب و رویا پردازی های دایه های دلسوز تر از مادر از حقوق خود دفاع کنند.کار گران به قیم نیاز ندارند آنچه کارگران نیاز دارند سندیکاهای مستقل و تضمین امنیت و آزادی فعالین سندیکایی است که ما به عنوان جمعی از فعالین سیاسی - دانشجویی لیبرال قویا از آن حمایت می کنیم. بدون شک همبستگی و تشریک مساعی جنبش کارگری و جنبش دانشجویی گشاینده ی راه دموکراسی خواهد بود.      

وبلاگهای حامی این حرکت:

لیبرالیسم رادیکال(سعید قاسمی نژاد) /از یاد مبر (احمد عشقیار) /شوکران نامه(البرز زاهدی)/صدای من(لیونا عیسی قلیان)/انزوا(مهرداد بزرگ)/تجددنامه(پیمان عارف)/من یک لیبرالم(احسان رمضانیان)/سپنتامینو(احسان دولتشاه) /من بلاگر نیستم(امیر حسین اعتمادی)/ کاوش رسانه(یاسر مختاری)

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اردیبهشت 1386ساعت 15:30  توسط سعید قاسمی نژاد  | 

آنچه در اقلید رخ داده است بیش از هر چیز نماد سخافت و بلاهت دو طرف درگیر ماجراست. ماجرا بر سر کینه ی شتری مردمان دو شهر کوچک نسبت به همدیگر و بلوا بر سر یک دهی به اسم خسرووشیرین است.این تکه را از یک وبلاگ نویس اقلیدی در وبلاگ غیرت اقلیدی بخوانید:

"میدونید اینها برای چیه ؟برای اینکه میخان به خاکمون تجاوز کنن میخان بزرگترین روستای کشورمون که از دیر باز مال شهرستان اقلید بوده رو ازمون بگیرن و بدهند به شهر همسایه ؟که تخمه آباده ای ها هستند میدونی چرا میگم تخمه ؟واسه اینکه زمانی که انگلیسی ها حمله میکنن به ایران با آباده ای ها هم بستر شده و تولید مثل میکنن و این آباده ای های انگلیسی با این کارها و فکر های شو مشان مردم رو به درد سر انداختن و کسی هم نیست تا به داد ما برسه"

سخافت قومگرایانه ی نویسنده ی این وبلاگ بیانگر فاصله عمیقی است که ما همچنان با ملت بودن داریم. تکرار این دلاوریهای احمقانه آن هم بر سر سخیف ترین مسائل آن هم در کشوری که هزار و یک مشکل دارد و هر روزه تمامی حقوق بنیادین انسانها در آن نقض می شود بیانگر آن است که ما نه تنها با ملت شدن فاصله ای عمیق داریم بلکه هنوز خود را به عنوان یک انسان نیز نمی قهمیم. اندکی خبرها را از وبلاگ "آباده = انگلیس دشمن اقلید" با عنوان فرعی "آباده=زمین خواران" بخوانیم:

"امروز نیز به منطقه انتظامی حمله کرده و تمامی نیروهای تظاهرات رو که زندانی کرده بودن آزاد کردن گفته میشه یگان ویژه خسارتهای قابل توجهی رو برداشته و منطقه انتظامی هم چهار عدد از موتورهای اونا هم آتیش گرفته بیشترین در گیری در محله های ارجمان باغستان خیابان شبکه و خیابان معلم یا همون محله بخشداری........آخرین خبرها از شهر اقلید حاکی از آن این است که تحصن مردم اقلید رد برابر فرمانداری و دستگیری بیش از ۱۳۰ نفر و زخمی شدن تعدادی مردم اقلید و سربازهای یگان ویژه همچنان در برابر مردم اقلید وایسادن با با زدن گاز اشک آور و گلوله ساچمه ای که تعداد زیادی از مردم اقلید زخمی شدند .در ضمن یک خانم از اقلید کشته شده و یک سرباز نیز کشته شد .تا حالا تلفات دو نفر بود"

به راستی چگونه مردمی بر سر الحاق یک ده از همه چیزشان می گذرند اما به نقض هر روزه ی حقوقشان بی توجهند؟آیا غیر از این است که اساسا قایل به وجود چنین حقی برای خود نیستند؟ اما در آن سو حکومت روش همیشگی خود را به کار می گیرد یعنی استفاده از زور عریان .آش آنقدر شور شده است که نماینده ی اقلید اسعفا داده است  و پس از استعفا از مقام نمایندگی به همشهری هایش توصیه کرد برای حفظ جان خود از منزل خارج نشوند. حکومت به طور مداوم تنها یک پیغام به ایرانیان می دهد: ما جز زبان زور زبان دیگری نمی دانیم.
+ نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 21:58  توسط سعید قاسمی نژاد  | 

 

 

 

به نام خدا

 

 

انجمن اسلامی دانشکده ی حقوق و علوم سیاسی برگزار می کند:

 

 

 

 

پاسداشت جنبش کارگری ایران

 

 

 

با سخنرانی :

 

منصور اسانلو

و

محسن حکیمی

 

 

 

 

 

 

زمان : شنبه 8 اردیبهشت ساعت پانزده

 

 

مکان : دفتر انجمن اسلامی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386ساعت 15:38  توسط سعید قاسمی نژاد  |