تبليغاتX
لیبرالیسم رادیکال

لیبرالیسم رادیکال

این روزها خیلی گرفتارم و دچار سندرم خاتمی هم شده ام(کمردرد به وقت گرفتاری و فشار عصبی ُاینقدر خاتمی را دست انداختیم به خاطر کمردردش خودمان هم در همین چاه افتادیم) از دوستی که راجع به لبنان بحث کرده بود و نتوانستم پاسخ مناسب بدهم واقعا عذر می خواهم.در مورد لبنان خیلی خوشحالم که توافقی حاصل شد و این نشانه گامهایی کوچک ولی استوار به سوی دموکراسی و تسامح در امر سیاسی است.وضع خاور میانه رو به بهبود است امیدوارم افراطیها چه در جهان عرب و چه در اسرائیل بگذارند صلح در خاور میانه برقرار شود.مطلب میرحسین را فراموش کن را در اینجا می گذارم دکتر زیدآبادی به این مطلب انتقاد کرده اند که انتقاد ایشان در سایت ادوار و بخشی از آن هم در کارگزاران منتشر شده است.

ميرحسين را فراموش كن!

 

هله نوميد نباشي كه ترا يار براند

اگر امروز براند نه كه فردات بخواند

                                          مولوي،ديوان شمس

 

هر بار صحبت از انتخاباتی در ایران می شود زمزمه دعوت از میرحسین موسوی نیز بالا می گیرد.برای ریاست جمهوری دهم نیز از هم اکنون جماعتی ساز دعوت از میرحسین را کوک کرده اند.ماجراي ميرحسين و چپهاي مذهبي دهه اي هست كه بيشتر داستاني  عاطفي ، در حد پاورقي مجله هاي زرد را مي ماند تا رابطه اي سياسي را. رويه ي ماجرا به تمامي ناز و نياز و امتناع و تمناست. هر از گاهي اصلاح طلبان در آستانه ي انتخابات تور ديدار با ميرحسين را مي گذارند تا او را راضي  به شركت در انتخابات كنند، موجهايي به راه مي افتد ، مصاحبه هايي مي شود ، مقاله هايي نوشته مي شود وديدارهايي انجام مي شود تا آن عزيز عزلت گزيده از پرده برون آيد و دل از خلق بربايد، از اصلاح طلبان اصرار است و از موسوي انكار..تا اينجاي كار ماجرا داستاني است پر آب چشم، چيزي در حد داستانهاي عامه پسند. در پس اين داستان پرآب چشم اما نكاتي اساسي نهفته است؛ نكاتي كه براي تفسير متن سياست و سياست ورزي در ايران سخت مفيد است. ماجراي ميرحسين يكي از آن گرهگاههاييست كه ظرفيت كريدور سياست در ايران را مشخص مي سازد.حال بايد آشكاركرد كه راز آن ناز و نياز چيست؟

1-اصلاح طلبان: در مورد ماجراي اصلاحات داستان سراييها كرده اند اما افسانه ي مركز تحقيقات استرات‍ژ يك  با فاصله اي زياد پرفروشترين اين داستانها بوده است.افسانه اي مبني بر اينكه چند تني در مركز تحقيقات استراتژيك نشستند و خواندند و تحقيق كردند و نوشتند و منتشر كردند و از پي آن گويي وردي جادويي خوانده شده باشد ؛ چپها راست شدند ، سوسيباليستها ليبرال، اقتدارگرايان دموكرات ، سنتگراها مدرن و طرفداران هر آنچه بومي است طرفداران جهاني شدن.در افسانه آمده است كه اين چند نفر بلوكي از قدرت را تغيير ماهيت دادند و سپس دوم خرداد را آفريدند و عصر اصلاحات را آغاز كردند . افسانه البته نمي گويد كه چگونه كساني كه از داخل يك ساختمان با چند كتاب و مقاله موجي آفريدند كه مي رفت سونامي قرن خاورميانه باشد چنان قافيه را باختند كه شاعري از يادشان رفت. اما ماجرا به اينجا ختم نمي شود چرا كه از پس آنكه اصلاح طلبان فهميدند كه دموكراسي و حقوق بشر ديگر راي آور نيست يادشان آمد كه از جدي ترين منتقدان ليبراليسم اند و عدالت اجتماعي شعار آنان بوده است و محرومان سروران و منبع راي آنانند كه بايد به سوي آنان بازگردند(بیانات مشعشع سلامتی را در این باره به یاد بیاورید). تقاضاي اصلاح طلبان از ميرحسين براي كانديداتوري بيش از هر چيز آن افسانه را رسوا مي سازد و آن دگرگوني را مشكوك مي نماياند.اين آن نقطه اي است كه اصلاح طلبي را نهان مي سازد و قدرت طلبي را آشكار.

2- مردم :آن افسانه ي ديگر كه پيوسته در بوق و كرنا مي شود محبوبيت ميرحسين در ميان مردم است. ميرحسين پس از رحلت امام در هيچ انتخاباتي خود را در معرض داوري مردم قرار نداده است كه بتوان محبوبيت او را سنجيد پيش از آن نيز در سيستم پارلماني خاص ايران ،پارلمان بدون حزب،نخست وزيري او چندان ارتباطي به راي مردم نداشت. كدام آمارگيري و پيمايشي ميرحسين را محبوب مردم نشان مي دهد. آيا مردم دوران ميرحسين را دوست دارند؟ دوران صفهاي طولاني صبحگاهي براي خريدن شير ، دوران زندگي كوپني ، دوراني كه پنير دانماركي تجملي ترين كالاي سر سفره ي خانواده هاي ايراني بود ، دوراني كه بهترين برنامه هاي تلويزيونيش اوشين و ورزش و مردم بود ، دوراني كه ديدن يك فيلم خوب حادثه اي بود كه بايد برايش ويديويي را اجاره مي كردي و دزدانه آن را به خانه مي بردي ، دوراني كه براي به كف آوردن لقمه ناني در آن عصر دولت سالاري ايدئولوژيك تمام عيار بايد تا مي توانستي ريا مي كردي؟

مردم چه چيز آن عصر را بايد دوست داشته باشند؟ كدام مردمي آن عصر را دوست دارند جز ساديستها و مازوخيستها . آيا جز اين هست كه هاشمي كه آمد تازه نفسي كشيديم و كم کم از زير آوار ايدئولوژي درآمديم؟

3- ميرحسين : ميرحسين از حضوردوباره در قدرت ابا دارد . ميرحسين به خوبي از ماهيت ساختار قدرت در ايران باخبر است. ساختار قدرت در ايران خيمه اي است همه چيز حول عمود خيمه مي گذارد .چپ و راست و محافظه كار و اصلاح طلب در ايران همه نقشي بر آبند و دالهايي بي مدلول . دهه اي ميرحسين در نزديكترين نقطه به عمود خيمه ايستاده بود امروز اما چنين نيست از فرداي عروج ملكوتي حضرت امام هبوط ناسوتي مير حسين آغاز شد و ميرحسين دريافت كه عصر سياست ورزي براي او به سر آمده پس گوشه اي گرفت و مشغول نقاشي شد تا عرض خود نبرد و زحمت ديگران ندارد.اين آن مهمترين نكته اي است كه كناره گيري دو دهه اي ميرحسين از سياست را توضيح مي دهد.ميرحسين ساختار قدرت در ايران را بي هيچ حجابي ، چه حجاب جهل و چه پرده ي توهم ، همانگونه كه هست مي بيند نه بدانگونه كه حضور باري به هر جهت و به هر قيمت او را توجيه كند.میرحسین خود بهتر از هر زمان در می یابد که اینک احمدی نژاد میرحسین زمان است آنچنانکه او احمدی نژاد زمان خود بود.عصر ميرحسين مدتهاست كه به سر آمده . ديگر مدتهاست كسي او را نمي خواند؛ اينك بايد گفت ميرحسين را فراموش كن.

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 10:39  توسط سعید قاسمی نژاد  | 

۱- لبنان بر سر پیچ تندی قرار دارد و امیدوارم آنچه حاصل می شود به نفع دموکراسی و مدرنیته در منطقه باشد دو مطلب که برای ادوار نیوز ترجمه کردم را در اینجا می گذارم.

حزب الله....شکست پیروزی

الشرق الاوسط

طارق الحمید

 

حزب الله در دام شکست پیروزی افتاده است.پس از فتح بیروت چه؟ایا حزب الله دولت قیصر نصرالله را اعلام خواهد کرد یا اینکه افراد حزب پس از آنکه اسطوره مقاومت و این نکته که سلاح حزب الله فقط برای جنگ با اسرائیل است را نابود کردند به مخفیگاههایشان باز خواهند گشت؟

حزب الله در دام عزیز داشتن بیش از حد قدرت گرفتار آمد و پیروزیش او را به ورطه افکنده است. چرا که حزب الله اینک دومین اشغالگر بیروت پس از اسرائیل است.چنانکه مقاصد دولت ایرانی نصر الله با توقیف انتشار رسانه های طرفدار دولت از پرده برون افتاده است. اینک سوال این است: بعد چه؟

حزب الله به کاری دست یازیده که از خاطره لبنانی  و عربی محو نخواهد شد.آن هنگام که روح طایفه گرایی را بیدار کرد، نصر الله گمان می کرد که کسی یارای شکست دادن او و نیروهای نظامیش را ندارد اما اشتباه می کند.

موشکهای حزب و تجهیزاتش موجب پیروزی در جنگی  که بنزین شعله ور شدنش مسائل اعتقادی و مذهبی است نخواهند شد و در آن هنگام که نصرالله مکررا اعلام می کرد این جنگی طایفه ای نیست سربازانش مناطق سنی نشین را اشغال می کردند و مفتی اهل سنت لبنان را مورد هجوم قرار می دادند.

و بامزه اینکه نصرالله نسبت به دخالت خارجی هشدار می دهد و سوریه و قطر موضوع را مسئله ای داخلی می خوانند. در حالیکه آنچه در لبنان می گذرد مسئله ای منحصراً ایرانی ـ سوری است.چرا که حزب الله با اموال و سلاح و آموزش ایرانی پرورده شده است و سوریه نیز شرکت حمل و نقل و میانجی آن بوده است.

اشغال بیروت توسط حزب الله ورطه ای حقیقی برای نصرالله و حامیانش است.چرا که حزب گزینه های محدودی پیش رو دارد. یا اینکه عقب نشینی کند و هاله اسطوره ای گرد سلاحش فروریزد و یا اشغال را ادامه دهد ، دولت حزب الله را اعلام کند ، تنوع و تکثر لبنان را از بین ببرد، و قرارداد طائف را زیر پا بنهد، و لبنان را بر سر شهروندانش خراب کند و بدینوسیله با جامعه بین المللی درگیر شود،درگیری ای که حامیانش نیز  هزینه اش را خواهند پرداخت.و اگر این را بپذیرد نصرالله تا به کی می تواند در مناطق سنی نشین باقی بماند؟حزب الله اینک بسان فیلی در حجره است.گزینه های پیش رویش یا تخریب و ویرانی اند و یا عقب نشینی و پا پس کشیدن و سبب آن نیز غرور قدرت و نابینایی ایدئولوژیک است.

                                                                        و

فواد سنیوره: مشکل حزب الله اینک با کل لبنان است و ما بیش از این سلاح حزب الله را نخواهیم پذیرفت.

 

رئیس حکومت لبنان فواد سنیوره اعلام کرد که حزب الله امروز با تمامی لبنان مشکل دارد و نه فقط با حکومت و تصمیماتش و تأکید کرد که حکومت و لبنانیها دیگر نخواهند پذیرفت که وضعیت حزب الله و سلاحش به همین گونه باشد. او تاکید کرد که اگر  حزب الله قانع نشود که امنیتش نه در گروی سلاحهایش که در گروی موافقت ملت لبنان است وضع به حال عادی خود باز نخواهد گشت. او طرحی را بیان کرد که متضمن واگذاری تصمیم گیری در مورد شبکه شنود حزب الله و رئیس امنیت فرودگاه  به ارتش ، خروج مردان مسلح از بیروت،  انتخاب فوری رئیس جمهور و پس از آن تشکیل دولت وحدت ملی و قانون انتخابات جدید است.

سنیوره ملت لبنان را خطاب قرار داد و گفت:

«دولت لبنان توسط انقلابیون سرنگون نخواهد شد و ملت لبنان آزادیش را واگذار نخواهد کرد تا خشونت و دیکتاتوری و تروریسم مجدداً بازگردد.این لحظه ای دردناک برای لبنان و پایتختش است.و صبر دموکرتیک و نظام مدنی و جابجا شدن مسالمت آمیز قدرت  هدف تیرهای مسموم انقلاب مسلحانه حزب الله و حامیانش که به سوی لبنان و پایتختش و اهالیش و منازلش و املاکش و موسساتش و سنتهایش روانه شده اند  قرار گرفته اند. امروز خانه های ما و کیان دولت  و نظام دموکراتیک ما ،که در کل جهان عرب یگانه است، در قبضه برادران هموطنی است که جز خشونت مسلحانه و انقلاب و چیرگی و زورگویی راهی برای تفاهم نمی شناسند.آنان به همکاری می خوانند و جز انتقام گیری هدف دیگری ندارند،خواهان آرامش می شوند ولی به جنگ خوش آمد می گویند.ما در کنار هم با کرامت با اشغالگر اسرائیلی جنگیدیم و آزادیمان و سیادتمان را حفظ کردیم و مانع پیروزی اسرائیل شدیم و خدا بر گفته های ما گواه است، اما نتیجه آن بود که بلافاصله پس از نبرد آنها ما را به خیانت و مزدوری متهم کردند. حزب الله در خیابانهای بیروت چه می کند؟حزب الله در مسیرهای منتهی به فرودگاه بین المللی رفیق حریری چه می کند؟آیا با بند آوردن این راه،راه کل لبنانیها به فرودگاه، مانع کمک رسانی به تل آویو می شود؟ میلیشیای حزب الله و امل و حامیانشان در مناطق امن بیروت چه می کنند؟ آیا دولت گفته است که می خواهد سلاح حزب الله را به زور بگیرد؟ البته که نه و ما این را چه در خفا و چه در جلا گفته ایم و تمامی دولتها و تمامی لبنانیها و تمامی جهان بر آن آگاهند. ما خواهان جنگ با حزب الله نیستیم. مشکل این است که حزب الله به تنهایی و برای خود تصمیم گرفته است که لبنان چه آینده ای داشته باشد.مشکل ما با حزب لله این است که حزب الله حق خود می داند هر وقت بخواهد اعلام جنگ کند و هر وقت بخواهد اعلام صلح و هر کس را که با تصمیم او مخالف باشد خائن و متمرد و مجرم مزدور می خواند. حزب الله می خواهد خود بدون مشورت با دیگر لبنانیها و بی توجه به رای دولت در باره امنیتش و سلاحهایش تصمیم بگیرد. ما به حزب الله اعلان جنگ نکرده ایم و نخواهیم کرد و در این سو کسی نیست که بخواهد با حزب الله بجنگد. اما در عین حال ما به قتل رسیدن بی گناهان و هجوم به منازل را تحمل نخواهیم کرد و نخواهیم پذیرفت که حزب الله جنگ خود را به دولت و ملت لبنان تحمیل کند و تصمیمات و روشها و ارده خود  که بدون مشورت با نهادهای دموکراتیک و موسسات قانونی لبنان می گیرد را به ملت و دولت لبنان تحمیل کند.ما چنین می اندیشیم که این ملت لبنان است که می بایست در مورد استراتژی دفاعیش از طریق نهادهای قانونیش تصمیم بگیرد و نه حزب الله. امروز مشکل حزب الله با کل لبنان است و نه با دولت و تصمیماتش.نه ما و نه لبنانیها نخواهند پذیرفت که وضع حزب الله و سلاحش بیش از این به همین گونه ادامه پیدا کند. ما هرگز شکی نداشتیم که حزب الله می تواند بیروت را آنگونه که امروز اشغال کرده است اشغال کند اما ما باور داشتیم که حزب الله هرگز سلاحش را به سمت داخل نشانه نخواهد رفت.حزب الله می بایست بفهمد که قوت سلاحش ما را نمی ترساند وما را از تصمیماتمان باز نمی دارد حتی اگر در استفاده از سلاحش فراتر از آنچه تا کنون کرده است برود.و در این امر ما به منطق دولت و سیادت قانون پناه می بریم و به کلام خداوند در کتاب عزیزش چنگ می زنیم که می گوید اگر تو دستت را به سوی من دراز کنی که مرا بکشی من دستم را به سوی تو دراز نخواهم کرد تا تو را بکشم که من از خداوند پروردگار عالمیان می هراسم.

 

منبع : الشرق الاوسط

۲- سایت با مطالبی خواندنی به روز شده است.

اول مطلب یوحنا درباره لبنان است.

http://www.iranianliberalism.com/tahlilrooz/new%20crisis%20in%20lobnan.htm

دوم سخنرانی بسیار جالب فریدمن با عنوان چگونه می‌شود تورم را متوقف نکرد

http://www.iranianliberalism.com/eghtesad/inflationfriedman.htm

و سوم مطلب نجات در مورد جرم سیاسی

http://www.iranianliberalism.com/hoghooghb/layeheyejormesiasi.htm

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 21:46  توسط سعید قاسمی نژاد  | 

۱-این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت

چون آب به جویبار و چون باد بدشت

هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت

روزیکه نیامده ست و روزیکه گذشت (خیام)

۲- با خودم فکر می کنم اگر آقایان دیکتاتورهای مصلحی مثل ماهاتیر محمد یا حزب کمونیست چین بودند نه تنها می شد با آنها کنار آمد و اعتراضی نکرد که حتی می شد با آنها همکاری کرد . اینها دیکتاتور هستند اما مصلح هم نیستند و کشور را به فقر و فلاکت و بدبختی انداخته اند.واقعا احساس می کنم سرزمین ما راه نجاتی ندارد و هر چه گذشته در هشتاد سال اخیر ما روزبروز بیشتر پس رفته ایم.

۳-یک مصاحبه در مورد دانشجویان لیبرال از من در ادوار و ایران لیبرالیسم منتشر شده است می گذارم اینجا دوست دارم نظر دوستان را بدانم.

س) بیش از یک سال است که دانشجویان لیبرال در دانشگاههای کشور خصوصا دانشگاههای تهران فعال هستند. لطفا در مورد ماهیت گروه دانشجویان لیبرال و نسبتش با دیگر گروههای دانشجویی توضیح دهید.

 ج) در پاسخ به این سئوال اولین نکته ای که اشاره به آن را مهم می دانم این نکته است  که بر خلاف آنچه بعضا پنداشته می شود ما یک سازمان سیاسی یا تشکیلات نیستیم. یعنی ما به عنوان دانشجویان لیبرال در دانشگاههای کشور یک تشکیلات یا سازمان سیاسی نداریم. دانشجویان لیبرال در واقع اشاره به حضور قوی و جدی یک طیف فکری و ایدئولوژیک در دانشگاههاست که به لیبرالیسم باور دارند و در راه بسط گفتمانی آن می کوشند. دانشجویان لیبرال اشاره به یک طیف فکری است که آرمانهای لیبرالیسم را پذیرفته اند و معتقدند نجات جامعه ی ایران از این دور باطل عقب ماندگی ، رکود و انزوا در گروی حرکت در افق این آرمانهاست. آرمانهایی نظیر اقتصاد آزاد، حاکمیت قانون، حقوق بشر و دموکراسی. ما در شرایط کنونی به شدت از اینکه به یک سازمان سیاسی تبدیل شویم پرهیز داریم. برای این پرهیز دو دلیل عمده داریم یکی حساسیت حاکمیت است که به هیچ وجه یک سازمان سیاسی-دانشجویی لیبرال را تحمل نخواهد کرد و دیگر اینکه حرکت به سوی سازمان در این شرایط ما را از کارهای تئوریکمان که در حال حاضر برای پیشبرد جنبش لیبرالی بسیار مهم و حیاتی است باز می دارد و ما را درگیر اصطکاک فرساینده با حاکمیت و سایر نیروها می کند.

 س) دانشجویان لیبرال اگر سازمان یا تشکیلات نیستند پس چه هستند؟

 ج) عرض کردم ما یک طیف هستیم، یک حلقه ی مطالعاتی - تئوریک. ما از طریق شیوه های پذیرفته شده ی مدنی نظیر نوشتن و گفتگو باگروههای دانشجویی سعی می کنیم فکر لیبرالیسم را در دانشگاهها گسترش دهیم. در واقع ما بیش از اینکه بخواهیم تبدیل به یک سازمان شویم مایلیم که یک think tankباشیم. ما در دانشگاهها معتقدیم که سازمانهای دانشجویی موجود خصوصا دفتر تحکیم وحدت باید تقویت شوند. معتقدیم که دفتر تحکیم تا وقتی که در افق دموکراسی و حقوق بشر حرکت می کند و تا وقتی که بر استراتژی دوری از قدرت پا فشاری می کند می تواند تشکیلات مناسبی برای پیشبرد مبارزات دانشجویی باشد. تا حالا نیز سیاستمان تقویت و همکاری با تحکیم بوده.این همکاری تا وقتی که تحکیم به دموکراسی و حقوق بشر و به دوری از قدرت وفادار باشد ادامه خواهد داشت.هر چند که همکاری ما به عنوان یک حلقه ی فکری با تحکیم در چارچوب سیاست اعلام شده ی ائتلاف و انتقاد بوده و خواهد بود. از نظر ما چیزی که مهم است حرکت کلیت جنبش دانشجویی در افق دموکراسی و حقوق بشر است به این جهت است که ما از حضور دیگرگروههای دانشجویی باورمند به دموکراسی و حقوق بشر به در دانشگاهها استقبال می کنیم و در همین چارچوب حاضر به همکاری با آنها نیز هستیم هر چند که معتقدیم به وجود آمدن تشکیلات جدید دانشجویی در افق دموکراسی و حقوق بشر با توجه به فشارهای موجود اگر نگوییم غیر ممکن لا اقل بسیار دشوار است.

 س) ولی طی یکسال گدشته بسیاری از چهره های شناخته شده ی حلقه ی شما در پراتیک دانشجویی هم حضور فعال و جدی داشته اند. برخی مانند خود شما با حکم زندان تعلیقی مواجه شده اند و برخی نیز به دادگاه احضار و یا از تحصیل محروم شده اند

 ج) حضور برخی چهره های دانشجویی لیبرال در پراتیک دانشجویی در چارچوب همان سیاست همکاری با نیروهای دموکراسی خواه دانشجویی بوده. وگرنه استراتژی ما همان است که عرض کردم. با این حال ما در مواقعی که احساس کرده ایم گروههایی مثل تحکیم به کمک احتیاج داشته اند بی هیچ چشم داشتی به کمک آنها شتافته ایم.

س) پس به نظر شما دلیل این همه حساسیت برخی محافل امنیتی مثل روزنامه ی کیهان نسبت به دانشجویان لیبرال و خطاب کردن آنها به عنوان گروهک غیر قاونی چیست؟ به عنوان مثال مطالبی که روزنامه ی کیهان علیه شما و رشید اسماعیلی و این اواخر احسان رمضانیان منتشر کرد.

 ج) فکر کنم این سئوالی است که باید از گردانندگان کیهان بکنید. در هر صورت این نظر لطف آقای شریعتمداری است که اینقدر به ما و حلقه ی ما توجه و علاقه نشان می دهند! ولی برای من قابل درک نیست که چطور می توان به یک حلقه ی فکری عنوان غیر قانونی داد؟! مگر فکر هم غیر قانونی می شود؟! شاید این موضوع  ناشی از حساسیت حاکمیت با اندیشه های لیبرالی باشد. و اینکه گسترش لیبرالیسم را برای خودشان خطر تلقی می کنند. به هر حال ما یک حلقه ی فکری هستیم که هیچ کار غیر قانونی انجام نمی دهیم و خودمان را به قوانین ملتزم می دانیم. ما میکوشیم که حرکتهایمان بر مدار عقلانیت و بر مبنای اصول و پرنسیبهای مشخص و شفاف سیاسی و فکری باشد.

 س) ارزیابی تان از کارنامه ی دانشجویان لیبرال تا کنون چه بوده و آینده ی آنها را چگونه ارزیابی می کنید؟

ج) به نظرم دانشجویان لیبرال طی یکسال گذشته کارنامه ی قابل دفاع و درخشانی از خود به جا گذاشته اند. ما در مبارزه با افکار توتالیتر و غیر دموکراتیک از لنینیسم گرفته تا بنیادگرایی دینی موفق بودیم. و با همکاری سایر نیروها اجازه ندادیم جنبش دانشجویی از مسیر درست دموکراسی و حقوق بشر خارج شود. در عین حال آینده را نیز برای تمام نیروهای لیبرال ایران باز و روشن می بینم چرا که لیبرالیسم و نهادهای برخاسته از ان همه جا نشان داده اند که کارا ترین فکر ها و نهادها هستند و در عین حال هیچ گریزی از آنها نیست. هیچ جایگزین بهتری برای ارزشها و نهادهای لیبرال وجود ندارد.

۴-سایت بروز شده است.سایت هر هفته جمعه ها بروز می شود.یکی دو مطلب را می گذارم اینجا

http://www.iranianliberalism.com/ghaninejad/naghdebarabaiechap.htm مطلبی است از بخش اندیشکده سایت متعلق به دکتر غنی نژاد با عنوان نقد برابری چپ از منظر برابری راست.

http://www.iranianliberalism.com/andishe/goftogoo%20ba%20babak%20ahmadi.htm مصاحبه شهروند است با بابک احمدی درباره لیبرالیسم در آمریکا که البته من شخصا با آن مخالفم چون لیبرال در آمریکا برای لیبرالهای چپ به کار برده می شود و نومحافظه کاران نماینده بهتری برای کلیت لیبرالیسم در آمریکا هستند به نظر من.

http://www.iranianliberalism.com/hoghooghb/democracyzirechatehb.htm دموکراسی زیر چتر حقوق بشر مطلبی خواندنی از یوحنا نجدی است.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 16:27  توسط سعید قاسمی نژاد  | 

«دين امري پيشامدرن است».
جملة بالا طي درگيريها و نزاعهاي ايدئولوژيك يكصد سال اخير همواره جايگاه قابل توجه و منحصربفردي داشته است. سنت گرايان و بنيادگرايان با تاييد جملة فوق هر يك گونه‌اي و شكلي خواستار مقابله با تجدد مدرنيته و امر مدرن بوده‌اند. نوگرايان سكولارولائيك نيز با تاييد جملة فوق خواستار تحديد دين در عرصه اجتماع شده‌اند تا بتوانند جامعه‌اي مدرن را بنيان نهند. نوگرايان ديني در مقابله با دو گروه ديگر مدعي قبض و بسط تئوريك شريعت و هماهنگي آن با مدرنيته شده‌اند. بنابراين جملة فوق از لحاظ بديع بودن ويژگي خاصي ندارد تا برتارك نوشتاري بنشيند چرا كه بارها تكرار شده است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 22:30  توسط سعید قاسمی نژاد  | 

۱-حماس به شکل بامزه ای کارتر را سنگ روی یخ کرد.من نمی دانم این آمریکاییها چند بار باید ضایع بشوند تا بفهمند با کی طرفند.

۲-این احمدی نژاد عجب حمله ای به محسن رضایی کرده.از احمدی نژاد خوشم میاد اقلا شجاع و صریحه نه مثل هاشمی و بدتر از اون خاتمی.

http://www.iranianliberalism.com/tahlilrooz/nato.htm

ناتو در راه ابریشم مقاله ای از احسان است که مورد لطف کیهان هم قرار گرفت.

http://www.iranianliberalism.com/andishe/edalateralz-F.htm

صورتبندی جان رالز از نظریه عدالت متن سخنرانی دکتر عزت الله فولاد وند است که در بخش اندیشه آمده است در این بخش همچنین http://www.iranianliberalism.com/andishe/The%20Triangle%20of%20Violence-andishe.htm مطلبی از جان کین وجود دارد که البته به زبان انگلیسی است ولی مقاله جالبی است.

در بخش حقوق بشر مطلبی در انتقاد از شیرین عبادی منتشر شده است که امیرحسین اعتمادی آن را نوشته است.

http://www.iranianliberalism.com/hoghooghb/hrightetemadi.htm

همچنین نجات هم در مورد نقض حقوق بشر در چین و المپیک آینده در آن کشور به بحث پرداخته.

http://www.iranianliberalism.com/hoghooghb/hright%20ol.torch.htm

مصاحبه علیرضا موسوی با دکتر غنی نژاد نیز در بخش اقتصادی قابل استفاده است.

http://www.iranianliberalism.com/eghtesad/goftogooaftab.htm

بخش زنان نیز با دو مطلب به روز شده است یکی مطلبی از دکتر مردیها با عنوان فمینیسم و رمانتیسم.

 http://www.iranianliberalism.com/zanan/feministvaromantism.htm

و مطلب دیگری که به بحث زنان و گذار به دموکراسی علی الخصوص در عراق و افغانستان می پردازد که به انگلیسی است.

http://www.iranianliberalism.com/zanan/Women%20and%20the%20Transition%20to%20Democracy.htm

مجله فردوسی شماره فروردین هم ۱۰ روزی هست که منتشر شده است.مطالب جالب و خواندنی دارد.

 *******************************************

بیانیه دانشجویان لیبرال درباره فشارهای تازه بر جنبش دانشجویی

 

سرانجام پس از قریب به یک سال، دستگاه قضایی کشور احکام حبس طویل­المدتی را برای سه دانشجوی دربند آقایان احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی صادر کرد. گرچه از همان نخستین روزهای بازداشت این سه دانشجو، به نظر می رسید که پروژه جدیدی برای تهدید دانشجویان و تحدید جنبش­های دموکراسی­خواه کلید خورده است اما چندان گمان نمی رفت که این پروژه، به چنین نتیجه ای ختم شود. صدور حکم 78 ماه زندان برای یاران دبستانی ما بیش از هرچیز گویای این واقعیت است که هم اینک، عدالتخانه جمهوری اسلامی، سخت تحت نفوذ و تأثیر نیروهای امنیتی اطلاعاتی قرار گرفته است.

با این حال تجربه تاریخی نشان داده که جنبش دانشجویی ایران، نه تنها با اینگونه فشارها و برخوردها متوقف نخواهد شد بلکه اهداف دموکراتیک و حقوق بشری خود را آگاهانه­تر و هوشمندانه­تر پی خواهد گرفت. از این رو جای تردید نیست که دود این نوع برخوردها به چشم کسانی خواهد رفت که قدرت سیاسی و رانت­های اقتصادی را مستانه در آغوش گرفته­اند و اینگونه، دانشجویان و فعالان حقوق بشری و دموکراسی خواه را به مسلخ می­برند.

دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران ضمن محکوم کردن این احکام، آزادی بی­قید و شرط آقایان احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی را خواستار هستند. ناگفته پیداست بار سنگین جفایی که به حق یاران دبستانی ما می رود به دوش خانواده­های این عزیزان است که صبورانه، بهار آزادی فرزندان بی گناهشان را به انتظار نشسته­اند. از این رو دانشجویان لیبرال دانشگاههای تهران، صمیمانه با خانواده­های پژمرده اما صبور دانشجویان دربند، ابراز همدردی می کند.

اگرچه در این پرونده عده ای سرانجام به نیت خود در محبوس ساختن یاران­مان دست یافتند اما بی­شک وجدان عمومی جامعه و مهمتر از همه، تاریخ در آینده ای نه چندان دور درباره تمامی رفتارها و عملکردها به قضاوت خواهد نشست .

ما همچنین فشار های وارده بر دانشجویان از طریق احضارهای دوباره به کمیته های انضباطی بخصوص احضار دانشجویان دانشگاههای شیراز و علامه طباطبایی را محکوم کرده ، خواستار توقف برخوردهای غیرقانونی مسئولین دانشگاهها و برکناری روسای دانشگاههای علامه و شیراز می باشیم.

*********************************************************

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 18:1  توسط سعید قاسمی نژاد  |